مير سيد محمد علوى عاملى
مقدمهء كتاب 21
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )
و غيرها من كتب الاخبار على غاية التصحيح و التدقيق و التحقيق و فاوضنى في كثير من المسائل في مجالس عديدة بفكره الانيق و نظره الدقيق ، فلم يكن في كل ذلك افادته لى قاصرة عن استفادته منى ، بل كان أربى ، فاستجازنى زيد فضله أن اجيز له رواية ما جازت له إجازته . . . بطورى كه در كتاب تاريخ آمده هنگامى كه شاه سليمان قصد داشت براى خود وليعهدى انتخاب كند ، مجمعى از علما و بزرگان كشور تشكيل داد و پس از شور با آنان شاه سلطان حسين را انتخاب نمودند به اين ترتيب از قرآن تفال زده شد اول سوره حج آمد سر صفحه . « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ » چون بسم اللّه در اول صفحه بود : حضار بفال نيك گرفتند ، فقط امير محمد اشرف بمناسبت آيهء اول سوره به وضعيت خوشبين نبود و چون شاگردانى در سده اصفهان داشت و اهالى سده هم فوق العاده علاقهمند به ديانت و روحانيت بودند هميشه به آنجا رفت و آمد ميكرد . موقع حمله افاغنه آن مرحوم به سده هجرت نمود و پس از محاصره اصفهان و قتل و غارت و كشتن علماء شاه افغان دو نفر مأمور به سده فرستاد كه مير محمد اشرف را دستگير و به شهر بياورند اهالى سده گوش و بينى مأمورين افغان را مىبرند و آنها را برمىگردانند . شاه افغان غضبناك شده عدهاى را ميفرستد اهالى سده با آنها جنگ ميكنند و قشون افغان را شكست ميدهند ، مجددا پنج هزار نفر بسركردگى عموى شاه به سده مىآيند اين دفعه هم شكست ميخورند و عموى شاه كشته مىشود ، بار سوم قشون زيادى براى سده تهيه مىكند ولى خبر ميرسد در يزد و شيراز از اغتشاشى شده قشون را به يزد و شيراز ميفرستد . تا مدتى كه افاغنه در ايران بودند سده به تصرف آنها در نيامد . مير محمد اشرف پس از انقراض افاغنه در سده كه اكنون بنام همايون شهر است ماند و در